اخبار اين سايت را در ايميل يا سايت خود فراخواني کنيد.
راي گيري
آب و هوا
تبليغات
بعثت دوباره
1388/04/28
او را به رسالت مبعوث گردانيد، در حالي كه مردم گمراه و سرگشته بودند و صواب از خطا نشناخته، راه فتنه مي پيمودند، هوا و هوس آنان را بسوي خود خوانده بود، از راهشان برده بود و كبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته، از وفور ناداني سبكسر و خوار شده بودند و در عين سرگشتگي و تزلزل در كارها به بلاي ناداني گرفتار آمده بودند.» اين عبارات نغز، بيان امير سخن علي(ع) است كه به وصف جهان در عصر بعثت مي پردازد و خط جهالت و غفلت مردمان را به نيكي و با ظرافت به تصوير مي كشد. و در چنين شرايطي كه چرخه روزگار بر نقطه جهالت مي چرخيد و مردم پشت به قبله حقيقت سر بر سجده خدايگان دروغين و چوبين مي ساييدند و روشنايي از جهان رخت بربسته و ظلمت و سياهي عيان گرديده بود، با بعثت پيامبر اعظم(ص) و طنين انداز شدن نداي توحيدي «قولوا لااله الا الله تفلحوا»، «اسلام» در دل مبعث ولادت يافت تا سبيل سعادت را به بشريت و جماعت منحرف از حقيقت آدرس دهد و همگان را از آبشخور دانايي و عقلانيت سيراب نمايد و ننگ تعصب و جهالت را از آنها بزدايد؛ چرا كه بعثت رسول اسلام خط بطلاني بر نظام جاهلي با شاخص هايي چون قبيله گري، تعصب، جنگ و خونريزي بود. دعوت به اسلام از سوي نبي رحمت و مهرباني ها، پيام روشني براي تزويرپيشه گان، زراندوزان و زورگويان داشت كه بساط فريب، اشرافيت و خودكامگي شان را در صورت حدوث و بقاي آيين محمدي(ص) رو به پايان مي ديدند و در همين جا بود كه كارشكني ها به منظور عملياتي كردن طرح «براندازي اسلام» كليد خورد. دشمنان تابلودار اسلام به همراهي منافقين امت اسلامي كه به ظاهر به اسلام گرويده بودند اما كينه اسلام و محمد(ص) را به دل داشتند با ترفندها و دسيسه هاي متعدد و گوناگون عزم خود را جزم كردند تا نهال «اسلام» را از ريشه قطع كنند. در ابتدا جريان هاي معطوف به قدرت و آلوده به چرب و شيرين دنيا چاره كار را در آن يافتند كه «محمد(ص)» را با خود همراه نمايند و با پيشنهادات كلان مالي و اقتصادي و يا انتصاب او به پست هاي سياسي و ورود به حلقه قدرت، پيامبر(ص) را از ادامه دعوت به اسلام باز دارند چون مي پنداشتند هدف او رسيدن به رفاه مادي يا سهم خواهي از قدرت است؛ وقتي «محمد(ص)» را استوار ديدند كه به درشتي مي گويد: «اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذاريد من كوتاه نمي آيم» و مكر آنان كارگر نيفتاد به ترور شخصيت نبي اكرم(ص) كه پيام او بر كرامت انسان ها تكيه داشت دست يازيدند و ابلهانه پيام آور خرد و دانايي را مجنون، شاعر و ساحر - العياذ بالله - لقب دادند اما چنين نشد ... در شعب ابي طالب تحريم اقتصادي پيامبر(ص) و اصحاب او را در دستور كار قرار دادند باز هم نشد كه نشد ... يكي پس از ديگري دسيسه مي بافتند اما تمام همتشان و سعي و تلاششان حكايت از آن مي كرد كه در شوره زار تخم افكنده اند و ناگفته پيدا بود كه هيچ ثمره اي برداشت نكردند. كار كه بدانجا كشيد و سرخوردگي و نااميدي سراپايشان را فرا گرفت، توطئه دارالندوه را طراحي كردند تا به گمان خود اين بار با ترور و قتل رسول اسلام(ص) كه حامل رسالتي ماندني و ابدي بود به اصطلاح كار را يكسره كنند و بلكه پرتو حرارت بخش آيين محمدي(ص) به سردي بگرايد اما تشعشعات اسلام كه در واقع تضمين كننده اخلاق و فضيلت و پاسدار حرمت و حقوق انسان هاست از مرزهاي شبه جزيره عربستان هم عبور كرد و مقارن با حاكميت استبداد كليسايي در قرون وسطي (كه از قرن پنجم ميلادي آغاز گرديده بود و تا قرن پانزدهم بطول كشيد) لرزه بر اندام حاكمان زورگو و زياده طلب در محيط بين الملل آن روزگاران انداخت و از آن زمان تاكنون زورگويان و حاكمان سرمايه در داخل و بيرون از جغرافياي جهان اسلام، منطق و پيام اسلام را كه همانا مبارزه با زور و زياده خواهي ها و دعوت به حق، برابري و عدالت بود برنتافتند. سرفصل اصلي در طرح «براندازي اسلام» منزوي كردن احكام و آيين اين دين رحماني از صحنه اجتماع و سياست بود. با مدد از الهيات سكولار بر تز «جدايي دين از سياست» اصرار نمودند و القاء كردند كه دين اسلام و پيام مبعث چيزي جز غرقه شدن در فضاي عبادت و آنهم صرفاً، رعايت پاره اي از امور فردي و شخصي نيست. از سوي ديگر؛ تقريباً در تمامي دوره هاي بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) غير از دوران حاكميت حضرت امير(ع)، اسلام ناب از ميدان مديريت كلان جامعه به دور بود و با بدعت و تزريق خرافه به آموزه هاي اصيل اسلامي به دنبال آن بودند كه سيماي حقيقي اسلام «محمدص» را مات نمايند. قرن ها يكي بعد از ديگري مي آمد و چرخه روزگار چرخيد و چرخيد تا بار ديگر در ميان جاهليت مدرن كه به نام «حكومت مردم» و «دموكراسي»، بشريت را در غل و زنجير نفسانيت به اسيري گرفته بودند و طمع كرده بودند تا هويت روحاني و چيستي الهي انسان را با انگاره هاي فناپذير ماترياليستي و سكولاريستي به حاشيه برند، بعثتي ديگر در دل تاريخ رقم خورد و اين بار «انقلاب اسلامي» ولادت يافت تا مردي از تبار «نبي اكرم»(ص) پيام «اسلام ناب» را به جهانيان مخابره نمايد. الگوي حكومتي «جمهوري اسلامي» سقف ظلمت دنياي مدرن را شكافت، «طرحي نو» در انداخت و مولود مبعث- اسلام عزيز- را از حاشيه به متن آورد. طبيعي بود كه بار ديگر دشمنان اسلام كه از برچيده شدن بساط افزون طلبي هاي خود احساس خطر مي كردند و دوران باج خواهي و زورگويي خويش را پايان يافته مي ديدند، در جنگي تمام عيار به رويارويي با «جمهوري اسلامي» برخيزند. چرا كه با انقلاب اسلامي، بيداري اسلامي در جغرافياي جهان اسلام متبلور گشت و هژموني نظام سلطه و استكبار جهاني را به چالش كشيد. از آنجايي كه تز نخ نماشده «جدايي دين از سياست» با وقوع انقلاب اسلامي منسوخ شد دشمنان اسلام، به ايده كهنه قرائت هاي مختلف از دين روي آوردند و اسلام هاي آمريكايي، طالباني و... را به صحنه آوردند تا پيام اسلام ناب محمدي(ص) به گوش دل هاي آماده و فطرت هاي مستعد و تشنه نرسد. اما آنچه اكنون در قرن 21 به وضوح مشاهده مي شود، شكوفايي غنچه هاي بيداري اسلامي در قلمرو جهان اسلام و حتي فراتر از مرزهاي جغرافيايي كشورهاي اسلامي است. دشمنان اسلام از روزگاران مبعث و ولادت اسلام محمدي(ص) قوي تر گشته اند و با بهره گيري از قابليت هاي تكنولوژيك در عرصه هاي اقتصادي، سياسي، علمي و نظامي جولان مي دهند و با استفاده از رسانه ها و شبكه هاي بزرگ راديويي، تلويزيوني و همچنين حجم انبوهي از نشريات و مطبوعات تمام همت خود را به جلوگيري از پيام انقلاب اسلامي در عصر جديد متمركز نموده اند و از طرف ديگر بر گفتمان هاي «حقوق بشر»، «دموكراسي غربي» «جهاني شدن»، «صلح فراگير»،«مبارزه با تروريسم وخشونت» به گونه اي وارونه مي دمند و مانور مي دهند و در اين ميان به اذعان و اعتراف مقامات امنيتي و پژوهشگران نهادهاي اطلاعاتي غرب، صدها ميليارد دلار براي حمايت از پروژه براندازي انقلاب اسلامي هزينه شده است اما «ناكامي» ترجيع بند تمامي اقدامات و لطايف الحيل آنها در رويارويي با انقلاب اسلامي و به حاشيه راندن پيام اسلام ناب است. امروز جمهوري اسلامي، پرچمدار بيداري اسلامي در جهان اسلام است و نقاب از چهره دشمنان تابلودار اسلام به زير كشيده شده است و افكارعمومي دنيا از «دموكراسي» به ياد گوانتانامو و ابوغريب مي افتند، از «حقوق بشر» خاطره تلخ كشتار مردم غزه و فلسطين، عراق و افغانستان، به قتل رساندن «مروه الشربيني» محجبه مصري و دهها و صدها نمونه ديگر برايشان زنده مي شود؛ و مي دانند كه «جهاني شدن» اسم مستعار «غربي شدن» و به خواسته هاي زياده خواهانه آنها تن دادن است. امروز افكارعمومي دنيا با ملاحظه جنگ و كشتار و خونريزي، سياست هاي دوگانه مدعيان حقوق بشر و دموكراسي، تبعيض نژادي گسترده از سوي آنهايي كه داعيه حقوق شهروندي شان گوش فلك را كر كرده است، عدالتي كه به مقياس جهاني ذبح گرديده است، آزادي و برابري كه به يغما رفته است و... تشنه عدل و رستگاري اند. با انقلاب اسلامي و امروز پس از گذشت سه دهه از آن نداي پيامبر رحمت رساتر از هميشه به گوش مي رسد و دعوت اسلام كه دعوت به عقلانيت، عدالت و معنويت و خدايي شدن است با طنين بيشتري شنيده مي شود. ناكامي دشمنان اسلام انباشته گرديده و پرچم عزت و اقتدار اسلامي به اهتزاز درآمده است. منبع : روزنامه کیهان